ابزاري مانند تئاتر و مجلس و دادگاه قانون و فستيوال‌هاي مذهبي به آنان فرصتي داد تا عقايد و ايده‌هايشان را تبليغ كنند اما اصطلاح پروپاگاندا را پاپ XV  در سال 1922 در كليساي كاتوليك‌ها رواج داد و زماني بود كه يك گروه از كاردينال‌ها براي تبليغ ايمان و قوانين كليسا سرزمين‌هاي كارفران مأمور شدند.

در اصل پروپاگاندا يك اصطلاح باستاني و مقدس بود اما بعدا از آن در كارهاي خرابكارانه استفاده شد.

پروپاگاندا در طول قرون وسطي تا عصر حاضر وجود داشته است پروپاگاندا يكي از سلاح‌هاي مورد استفاده در جنبش استقلال امريكا و همچنين انقلاب فرانسه بود.

جنگ جهاني اول نمايش قدرت و پيروزي پروپاگاندا بود و هردو حزب فاشيسم و كمونيسم بعد از جنگ مركز تبليغات انقلابي و راديكال شدند و بعد از تسخير حكومت هر دو تفكر حوزه قدرتشان را به خارج از مرزها گسترش دادند امروزه تجهيزات تكنيكي به كمك پروپاگاندا آمده در قدرت بخشيدن به آن موثر بوده است.

پروپاگاندا امروزه در قدرت بخشيدن به صلح بين‌الملل و فعاليت‌هاي كه در عرصه بين‌المللي مفيد هستند قرار گرفته است تكنيك‌هاي پروپاگاندا و روابط عمومي به طور كلي توسعه پيدا كرده و به فروش كالاها و خدمات در بين مصرف كنندگان و عموم كمك كرده است.

در ابتدا براي اينكه دچاراشتباه نشويم خصائص اصلي پروپاگاندارابازگومي‌كنيم ودرپایان آنرا تعریف میکنیم.

ماانواع مختلفي از پروپاگاندا داريم روشهائي مانند روشهاي خرابكارانه و حيله‌گرانه كه سعي مي‌كنند كه به چيزها تقدس بدهند و چنان نشان دهند كه اين چيزها چيزهاي مقدسی هستنداز سوئی دیگراز پروپاگاندابراي جاانداختن چيزهائي كه جنبه مثبت برای جامعه دارنداستفاده مي‌كنيم

پروپاگاندا ممكن است آشكار باشد يا پنهان عاطفي باشديا منطقي، يا تركيبي از هر دوي آنها باشد.

اما پروپاگاندا چيست؟

در سال 1940 نيروهاي متحدين در برابر ستون نظامي آلمانها قرار گرفتند اما درگيري آنچنان شديد نبود تا آنجا كه يك گروه سرباز فرانسوي زماني را پيدا كردند كه به راديوي دشمن گوش كنند. گوينده راديو كه به زبان فرانسوي صحبت مي‌كرد مي‌پرسد:

سربازان انگليسي كجا هستند؟ مي‌پرسم كماندوهاي انگليسي كجا هستند؟ آنها در كلوپ‌هاي شبانه لم داده‌اند و كلوپ‌هاي شبانه را پر كرده‌اند آيا تو يك نفر از آنها را در خطوط مقدم گالئوت مي‌بيني البته كه نه،آنها در پشت خطوط جبهه با همسرانشان لم داده اند.

تبليغات و استراتژي آلمانها مبتني بر تشويش اذهان و انداختن شك و ترديد و دودلي بود.

 

پروپاگانداي دشمن:

هيتلر يك پروپاگانديست ماهري بود وي در نظر داشت قربانيانش رابااهداف خودش همراه كند.

پروپاگانداي هيتلر پيوسته يك اسلحه‌ائي است كه در مقابل ما و بر ضد ما استفاده مي‌شود ما بايد ابزارها و روشهاي شيطاني و تحريك كننده‌ائي كه هيتلر به كار مي‌برد بشناسيم.

شخصيت‌هائي كه بوسيله هيتلر انتخاب مي‌شدند با تعمق و دقت زيادي انجام مي‌شدندوحزب او گروه كوچكي از مردان متعصب بودند كه خودشان را احزاب كار آلمان مي‌ناميدند در سال 1919بعدازاينكه اين حزب گسترش پيدا كرد هيتلر و فرمانبران او اسم حزب كارگران سوسياليسم ملي آلمان را انتخاب كردندوآن را باعلامت محبوب نازي معرفي كردند. هر كدام از علامت‌هائي كه هيتلر به كار مي‌برد داراي يك ارزش خاص بود و به اين صورت هيتلر به دنبال اسمي مي‌گشت كه براي گروههاي مختلف آلمان و در بين توده مردم محبوبيت داشته باشد. پرچم آلمان اختراع خود هيتلر بود رنگهائي كه او در كلاهش و در پرچم به كار برده بود رنگهاي امپراطوري قديمي kaiser  بود كه هنوز داراي احساسات عاطفي قوي در بين مردم آلمان بودند. سلام كردن نظامي وسيله‌ائي بود كه حزب نازي و جنبش نازي اختراع كرده بودند لفظ Hi هيتلر يك هويتي به اعضاي حزب نازي مي‌دادوآنهاراازغيرنازي‌ها مشخص مي‌كرد.

شعار حزب عبارت بود از خاك و خون

بعد از به قدرت رسيدن هيتلر و اعلام جمهوري آلمان اعضاي حزب نازي قانوني را امضاء كردند كه هيتلر در آن فرد نامتناهي و خداگونه قلمداد شده بود.

حزب نازي تمام روزنامه‌ها را در كنترل خودش داشت. اما با وجود همه اين روش‌ها و سمبول‌ها،اعضاي حزب نازي نتوانستند كاملا ذهن مردم را از پستي‌ها و بدبختي‌هاي که به آن دچار شده بودند دور كنند به همين خاطر بعد از مدتي دريك سري ازاصول وروشهايشان تجديدنظر كردند.روش جدیدی که آنها انتخاب کردندانتقام و كينه از يك سري گروههاي اقليت بود كه تمام تقصيرها را به گردن آنها بیاندازند.

يكي از اين گروهها اتحاديه‌هاي تجاري دوم معاهده Versaillesبود. ديگري دموكرات‌ها و در آخر يهوديان كه اصلي‌ترين هدف بودند. مردم از اين طريق دشمنان را مقصر اصلي مي‌دانستند و دولت را از همه گناهان مبرا مي‌دانستند.

در مقابل يهوديان،نازي‌ها شروع به خشم وغضب كردند و و انها را به این متهم می کردند كه آنها آريائي نيستند و در جنگ جهاني اول به آنها خيانت كرده‌اند و آنها را متهم به سرمايه‌داري بين‌المللي كردند كه باعث تورم در اقتصاد آلمان شده است.وفيلسوفان آلمان نيز اين تفكرات را تقويت مي‌كردند.

اسلحه و بازداشت و پليس مخفي اصلي‌ترين عامل سركوب گروههاي اقليت بودند كه غير از آنها اسلحه پروپاگاندا و سانسور هم به آنها اضافه شده بود.

قدم بعدي هيتلر به يوغ كشاندن ملت‌هاي ديگر بود كه او آرزو داشت.

ژوزف گوبلز وزير تبليغات هيتلر قدرت نامحدودي به دست آورد تا همسايگان آلمان را به تبعيت از المان وادار کند.

علائق اقتصادي، تضادهاي مذهبي و نژادي، اختلاف بين گروههاي سياسي، شكاف بين كارفرما و كارگران،ازموارد جزئي بودند كه آلمانها از آنهااستفاده مي‌كردند.

روشهاي دموكراتيك

روش‌هاي تجاوزكارانه و خرابكارانه هيتلر تنها روش تبليغاتي نيستندسلاح تبليغات در جهان مدرن تغيير كرده است ونزاع كنوني بدست آوردن مغزهاي انسانهاست.

به هر حال اختلافات بينيادي بين تبليغات ديكتاتوري و دموكراتيك وجود دارند هيتلر بينادهاي يك حكومت ديكتاتوي را به وجود آورد و اصول او مبتني بود بر دروغ‌هاي بزرگ و فريب‌دادن توده‌ها، خطابه مستقيم به توده و احمق نگه داشتن مردم بهترين روش براي تبليغات هيتلر بود.

اما روش دموكراتيك يك روش مجزائي است و آن اين است كه دراينجاافراد مبنا قرار مي‌گيرندوافرادعاقل وداناقلمداد مي‌شوند كه بايد به آنهااطلاعات بدهند.

اصول اساسي دموكراتيك به وسيله جرج واشنگتن به وجودآمد كه در خطابه خداحافظي اش گفت:كه بنيادهاي يك حكومت به وسيله افكار عمومي بنا مي‌شود افكار عمومي بايد آگاه باشد و حقايق را بدانند. اصول دموكراتيك اصل را بر آگاهي افراد مي‌گذارد اما نازي‌ها سعي در گمراه كردن افراد داشتند پروپاگاندي دموكراتيك بايد حقوق افراد را رعايت كند.

تبليغات جنگ:

نازي‌ها از لحظه‌ائي كه وارد قدرت شدند براي جنگ آماده شدند و براي پيشبرد اهدافشان به برنامه‌هاي تحريك كننده سياسي متوسل شدند ابزارهاي سياسي، نظامي، اقتصادي و تبليغاتي براي نزاع و جنگ به كار گرفته شد و ديگر ملتها هم براي مقابله با نازي‌ها از اين ابزارها استفاده كردند.

جنگهاي امروزي 4 بعد دارند و تركيبي از فشارهاي اقتصادي، نظامي، سياسي و تبليغاتي در برابر دشمن مي‌باشند و متوسل شدن تنها به يكي از اين ابزارها براي پيروز شدن كافي نيست پروپاگاندا در جنگهاي مدرن نه تنها يك ابزار قوي در برابر دشمنان است بلكه از طرف ديگر يك وسيله ضروري براي تقويت مبارزه و ادامه جنگها مي‌باشد و روح فداكاري را درافراد خودی تقويت مي‌كند.

در يك كشور دموكراتيك كه حكومت بوسيله مردم انتخاب مي‌شوند.افراد حاکم در برابر مردم مسئول هستند.بنابراين بايد مردم در جريان جنگ قرار بگيرند.

از جريان آزاد اطلاعات، دولتها براي تشويق و تحريك مبارزه و قدرت بخشيدن و تقويت ايستادگي در جنگ و نيز بالا بردن روحيه دلاوري و فداكاري استفاده مي‌كنند.از سوئی ديگر پروپاگاندا بايد در زمان جنگ روحيه دشمن را تضعيف كند. گاهي اين كارها با ارائه مدارك جعلي صورت مي‌گيرد همچنين پروپاگاندا ابزاري براي حفظ اتحاد و همبستگي در بين مردم يك كشور مي‌باشد. پروپاگانداي امروزي به نحو چشمگيري با پروپاگانداي جنگ در عرصه‌هاي ديگر تفاوت دارد.براي اولين بار در جنگ‌ جهاني اول پروپاگاندا يك شاخه مهم دولت شد و پروپاگاندا در قرن 20 با توسعه ابزارهاي ارتباطات توسعه پيدا كرد بويژه با راديو .

 

ابزارهاي پروپاگاندا:

اگر چه پروپاگانديست‌ها در زمان جنگ و صلح فعاليت دارند اما آنها از ابزارهاي معيني براي بسيج كردن عقايد و گرايش‌ها استفاده مي‌كنند اما اين ابزارها چه چيزهايي هستند.

پروپاگانديست‌ها اشخاص مهم و با نفوذي هستند كه با كلمات افراد تحريك و تشويق به پذيرش عقايد خود مي‌كنند. و اينها از ابزارهاي استفاده مي‌كنند تا عموم را به پذيرفتن آنها تشويق كنند هر چند هم كه هيچ زمينه مطنقي هم نداشته باشند.

پيشنهاد يكي از ابزارهاي پروپاگانديست‌ها است اما چطوري؟ بوسيله اظهارات مثبت در سطح وسيع و گستره و اظهاراتي در قالب زباني ساده و قابل درك: مثلا سخنراني هيتلر كه مستقيما يهوديان را عامل گران فروشي و بدبختي‌هاي مردم آلمان در جنگ جهاني اول مي‌دانست.

يك ابزار ديگر يك فرم ريز بينانه از پيشنهادات و آن خطابه مستقيم است مثلا يك اركستر سمفونيك كه بوسيله يك كمپاني تجاري اسپانسر شده است آن كمپاني انتظار دارد كه آن اركستر يك احساس خوبي در شنوندگان نسبت به توليدات آن كمپاني ايجاد كند. ابزار سوم شناخت آرزوها و احتياجات يك مخاطب است مثلا استفاده كردن از لفظ آزادي براي امريكائي‌ها.

ابزار ديگري استفاده از كلمات كليدي و شعارها و سمبولها در قالب جملات كوتاه مي‌باشد استفاده از سمبول‌ها مي‌تواند يك كلمه، يك نمره، يك موضوع، يك آواز، يك پرچم، يك عكس، يك وضعيت باشد سمبول يك وسيله‌اي است كه گروههاي اجتماعي را در كنار همديگر قرار مي‌دهد مثلا سمبول‌هائي كه در سطح وسيعي نازي‌ها و فاشيست‌ها به وجود آوردند.

تكنيك ديگر كه به وسيله پروپاگانديت‌ها استفاده مي‌شود عنصر پرستيژه در روابط انسانهاست. براي مثال در زمان جنگ پرستيژ رهبران سياسي و نظامي تأثير زياد در جنگ و پيروزي يا شكست مي‌گذارد مثلا قدرت هيتلر كه ميليونها نفر را به سمت خطوط جبهه كشاند

محدوديت‌هاي پروپاگاندا:

در هنگام پروپاگاندا از ابزارهاي پيشنهاد و اقناع استفاده مي‌كنيم و چگونگي استفاده از آنها موضوعات با اهميت هستند و كوچكترين اشتباهي قدرت آنها را كم مي‌كند همين غلبه كردن بر ترس بعضي از افرادي كه از پروپاگاندا مي‌ترسند آسان نيست.

در پروپاگاندا عوامل بسياري شركت مي‌كنند و يك قسمت بزرگ از آن فقط زمينه‌سازي و مقدمه است و بايد خيلي دقت كنيم بين عقايدي كه پروپاگانديست خلق مي‌كند و عقايدي كه در نتيجه آن بوجود مي‌آيند و بايد آنها را در كنترل داشته باشيم.

محدوديت‌هاي ديگر، خصوصيتهاي جسمي و محيطي، سن، جنس، نژاد و مذهب و ديگري وابستگي‌هاي حزبي است و علاوه بر آنها اطلاعات و عقايدي كه پروپاگانديست بايد سعي بكنند آنها را تغيير بدهد.

 

تعريف پروپاگاندا

در تعريف پروپاگاندا اختلافات بسياري وجود دارد و نمي‌‌توان آن را به سادگي تعريف كرد مثلا وقتي كه لفظ پليس را مي‌شنوي يك معني مشترك در ذهن همه شكل مي‌گيرد اما براي لفظ پروپاگاندا بايد ريشه و زمينه تاريخي آن را كشف كنيم.

بعضي‌ها معتقدند كه پروپاگاندا يك وسيله تشويش اذهان است و سعي مي‌كند افراد را فريب بدهد و از حقيقت استفاده مي‌كنند كه دروغ بگويند و بعضي ديگر مي‌گويند پروپاگاندا وسيله‌اي است كه افراد را به سمت اعتقادات و عقايدشان مي‌كشاند بعضي از افراد ديگر مي‌گويند پروپاگاندا استفاده از ابزارهاي عاطفي است براي تحريك احساسات، پس در اينجا مشكل است كه يك تعريف كلي از پروپاگاندا بدهيم اما بيشتر با اين تعريف موافقند كه پروپاگاندا از طريق استفاده از كلمه و يا كلمات و همچنين استفاده از عكس‌ها، نقاشي، گرافيك، عادات و آهنگ‌ها و وسائل ديگر در تلاش است كه به هدف مورد نظر پروپاگانديست برسد.